عماد الدين حسن بن علي الطبري

31

كامل بهائى ( فارسي )

* باب اول * در اقسام علم بدان كه علم يا ضرورى بود يا بكتب و اگر جمله ضرورى بودى خلاف از ميان عقلاء مرتفع بودى و اگر جمله استدلالى بودى و كتبى بودى تحقيق هيچ علمى و بحثى ممكن نبودى و ادا بتسلسل كردى ، پس مباحثه اگر در منقولات بود مبدأ و منتهاى آن را بر تصادق نهند و اگر در معقولات بود بر تناصف و تسليم نهند و يا بر ضرورى نهند عند تعذر التناصف چنان كه متكلمان اهل اسلام حدوث اين عالم را بنا بر تغيير مىنهند يا امثال آن كه لازمهء عالم است چون اوصاف و اشكال و تركيب و اختصاص بجهات و احياز . و اما علم ضرورى كه آن را علم جبلّى گويند و فطرى اظهر و اشهر شكر ايادى و نعمت منعم است . و از اينجاست كه واجب الوجود ابتداى منشور نبوت و شريعت و دستور پادشاهى خير الانبياء و الانام را به « الحمد للّه رب العالمين » كرد تا جهال كه در بحر علوم دينيه تعمقى ندارند و در قعر آن سباحتى نكردند و در و لآلى بدست غوص تعلم نيافتند صورت نبندد ايشان را كه قرآن جمله تقليد محض است و موافق ادلهء عقليه نيست . نبينى كه وجه حكمت در تحريم خمر و ميسر چگونه تعليل فرموده بايقاع عدوات ميان احبا و اظهار بغضاء كما قال اللّه تعالى : إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ ( مائده 93 ) يعنى اين است و جز اين نيست كه مىخواهد شيطان اينكه واقع شود ميان شما دشمنى و بغض در شراب و قمار بازى و شما را از ذكر خداى بازدارد . و بضرورت هرچه موجب و مولد شقاق و مخالفت و معادات باشد ميان عالميان از آن احتراز بايد كرد . و از ايجاب نماز وجوب آن را تعليل كرد كه وى مانع است از فحشاء و منكر كما قال : إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ ( عنكبوت 44 ) يعنى بدرستى و راستى كه نماز منع